تبليغاتX
شیک

شیک

وبلاگ شیک

خیابان سی و چهارم

episode aval

آخرین لیوان ویـســکی رو سر میکشم!

مزه زهرماریش داره چشمامو سوارخ میکنه!

با چشمای بسته لیوانو میذارم روی میز!

آروم چشمامو باز میکنم, نگاهم به لیوانه!

از بین انگشتام حلقه های زنجیرو میبینم که فریاد جدایی میزنن!

انگشتامو از دور لیوان باز میکنم!

حالا بهم میخنده! شایدم مسخرم میکنه... ولی قشنگ شده...

دست چپم زیر پیشونیمه!

وقت رفتــــــــــــــــــنه...

انگشتمو میذارم وسط آخرین حلقه زنجیرو آروم میکشمش بطرف خدم...

درو باز میکنم.

سگک کمربندمو نیگا میکنم! میرم پایینتر تا به سایه ام برسم!

سایه ای دیرآشنا تا انتهای بی نهایت روی زمین نقش بسته.

سایه نیست! خشم و نفرتی هست که مدت ها ازم دور بوده و امروز برگشته به خونش!

قدم بر میدارم و با هر قدم قسمتی از سایه ام را با پاهایم می مکم!

سر از پا پر شده ام از خشم و نفرت... فرونشاندن عطش در صبحی بهاری...

وقت گذشتنست...

episode dovom

شب از نیمه گذشته در راه خانه ام. دیگر از سایه ای که وقت رفتن زبانه میکشید خبری نیست!

سایه ای بی جان! خسته و کوفته! ولی خنک که از مهتاب نقش بسته جایش را پر کرده.

با هر قدم تکه ای از این سایه از بدنم جدا میشود و کف خیابان جا میماند!

حس خوبی داره!

مثل وقتی که نفست به دندون های تازه مسواک خردت میخوره! حس خنکی! سبکی!

خیابان سی و چهارم.

در رو میبندم و با سایه ام خداحافظی میکنم...

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط شیک  | 

هراس از تاریکی شب

وقتی شب ها یه خیابون تاریک رو قدم میزنم!

یا وقتی تمام طول شب سرتاسر یک پارک رو قدم میزنم!

وقتی چراغ ها آماده خاموش شدن میشن!

بعضی وقت ها احساس عجیبی پیدا میکنم!

یک خـــرده ترس!

ترس از تاریکی! ترس از تاریکی!

من مطمئنم کسی این نزدیکی هاست!

متنفرم از کسایی که در این نزدیکی هان!

وقتی نوک انگشتات رو روی دیوار میکشی!

داری حس میکنی سایه تو بدنبالت میخزه!

وقتی روشنایی رو جستجو میکنی!

وقتی تو وحشت داری از نگاه کردن به گوشه های اتاق!

تو حس میکنی یکی داره بهت نگاه میکنه!

تا حالا تمام طول شب تنها بودی؟

فکر کردی به صدای پایی که پشت سرت میاد؟

وقتی برگشتی و پشت سرتو نیگاه کردی! هیچکس رو ندیدی؟

وقتی قدم هات رو سریعتر بر میداری!

واقعا سخته که دوباره برگردی و پشت سرت رو نگاه کنی!

چرا که تو مطمئن هستی یکی پشت سرت قدم بر میداره!

رقص سایه پشت سر تو!

ترس از تاریکی! ترس از تاریکی!

من مطمئن هستم کسی اینجاست!

کسی در این تاریکی به من نگاه میکنه و من از اون وحشت دارم!

وقتی که تنها خیابان تاریکی رو در شب قدم میزنم....

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط شیک  | 

 
online 3d drag racing game online 3d street racing game multiplayer chess checkers racing parcheesi street racing games 3d street racing games 3d racing games free online racing multiplayer chess checkers racing parcheesi Online Street Racing Games Online 3D Racing Games Online Board Games Online Multiplayer Games